تبليغاتX
رويايي در دوردست ...
رويايي در دوردست ...
وب نوشته های عباس چمنیان
به نقل از ستون دوشنبه بازار روزنامه قدس ...
بيانيه کميته داوران استان در خصوص محسن قهرماني و پس از آن بيانيه رئيس برکنار شده کميته داوران را هم به حساب بيانيه هاي صادر شده فوتبال استان طي يکي دو ماه گذشته بگذاريد تا باز هم متوجه شويد در فوتبال استان ما هيچ چيز سر جاي خودش نيست و رئيس هيأت فوتبال استان همه کار مي کند، جز رياست بر هيأت!



بيانيه رئيس برکنار شده کميته داوران هيأت فوتبال خراسان رضوي: هر کس در باند مسؤولان هيأت نباشد در تنگنا قرار مي گيرد

بعد از اعلام برکناري محمد جواد تقي پور از رياست کميته داوران هيأت فوتبال خراسان رضوي توسط هاشم حسيني رئيس هيأت فوتبال استان، تقي پور بيانيه اي صادر کرد.
متن کامل اين بيانيه در سايت کميته داوران خراسان رضوي و مشهد، منتشر شده، به شرح زير است:


کدخداي ده که مرغابي بود وضع آن بايد به اين رسوايي بود
پيرامون اوضاع و احوال هيأت فوتبال خراسان رضوي و کساني که به عنوان متولي فوتبال استان خود را دلسوز قلمداد مي کنند، بهتر است وضعيت اسفناک فعلي را براي لحظه اي بررسي نماييد. سال قبل هر دو تيم ليگ برتري استان در حال سقوط به رده پايين تر بودند که در نهايت تيم پيام با بي مهري و عدم توجه آقايان سقوط نمود و ابومسلم نيز وضعيت بهتري نداشت.
امسال نيز تنها نماينده استان در انتهاي جدول دست و پا مي زند و چه بسا که به سرنوشت پيام گرفتار گردد. وقتي رئيس هيأت هفته اي چند دقيقه هم در محل کارش حضور نداشته باشد، نايب رئيس به فکر اجاره سالن براي کسب منافع و درآمد باشد، کميته فوتسال به فکر خريد و فروش امتياز تيمها باشد و در برگه هاي گزارش داوران دست ببرد و سبيل دبير هيأت را چرب نمايند؛ پر واضح است که در اين مکاره بازار که هر کس به فکر خويش است، وضعيت از اين بهتر نمي باشد !
مسوولان محترم هيأت فوتبال استان دنبال افرادي هستند که دستورات آنها را بدون کوچکترين مخالفتي اجرا کنند و هر کسي را که در باند آنها نباشد، به شکلهاي مختلف در تنگنا قرار مي دهند. نمونه بارز آن، استعفاي رئيس قبلي هيأت فوتبال مشهد بود که با تحت فشار قرار دادن نامبرده به شکلهاي مختلف از قبيل واگذار نکردن زمين براي برگزاري بازيها و... باعث شدند تا وي که از سالم ترين و معتقدترين ورزشکاران اين استان است، عطاي کار را به لقايش ببخشد و مجبور به استعفا گردد. مسؤولان هيأت فوتبال استان که دبير آن از افراد شهره خاص و عام در کارگرداني چنين مواردي است، بايد هم مدعي خدمت رساني باشند.
کميته داوران استان با داشتن چندين داور بين المللي در اين مدت زحمات زيادي را متحمل گرديد و به گفته اکثر مسؤولان و مربيان تيمهاي ليگ استان که در رسانه هاي محلي منعکس گرديد، فصل گذشته يکي از بهترين سالها در زمينه داوري مسابقات بود. رياست هيأت فوتبال استان که عنان کار خود را به دست افرادي سپرده که زياد به فکر او نيستند، عدم حضور اين جانب را عنوان کرده است که بايد به ايشان متذکر گردم اگر شما اين بهانه را عنوان نمي کرديد، خيلي بهتر بود. اگر آبرو و اعتباري هر چند اندک هيأت شما کسب کرده، از همين کميته داوران بوده است. شما در اين مدت براي اين قشر زحمتکش چه اقدامي انجام داده ايد؟ شما براي تيم داوري بازي داربي فصل گذشته ليگ برتر، قبل و بعد از بازي چه کرده ايد؟حتي يک مراسم مختصر هم برگزار نشد، لطفاً کمي هم واقع نگر باشيم، بازي با کلمات و عوام فريبي تا کي؟
مدت مسؤوليت شما دير يا زود به پايان خواهد رسيد و اين ميزها به هيچ کس وفا نخواهد داشت. شما به جاي اينکه به فکر کارهاي زيربنايي براي فوتبال استان باشيد(مثل عضويت در طرح آسيا ويژن که هم اکنون 12 استان در آن شرکت نموده اند و هنوز ما در خواب خرگوشي به سر مي بريم) با اين بهانه که ميزبان مسابقات کشورهاي اسلامي هستيد، بقيه مسايل را فراموش کرده ايد و کما في السابق ... بدون هيچ چشم داشتي فقط به فکر خدمت هستيد.!!!


|+| نوشته شده توسط عباس چمنیان در شنبه دوم آبان 1388 ساعت |

نشانه هاي آخر زمان ...
 

گويند آخرالزمان وقتي است که دنيا در حال فرو پاشيدن است . وقتي که هيچ چيز و هيچ کس سر جاي خودش نيست . وقتي که صداقت و درستکاري ، ايمان و تعهد ، راستگويي و راست جويي به منتهاي درجه تنزل مي يابد .

دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر                               کز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

اصلا ، جان برادر ، براي يافتن نشانه هاي آخر زمان ، نياز نيست راه دوري بروي ، کافي است که سري به فوتبال خراسان بزني ، آنوقت ، بقدري  نشانه ، روايت  و حکايت دستگيرت مي شود که با استناد به آنها مي تواني يک تنه از نظريه فرا رسيدن آخر زمان دفاع کني ...!!!

اجازه دهيد برخي از اين آيات و نشانه ها رو با مرور کنيم ...

-* تيم اول فوتبال خراسان که پارسال با سلام و صلوات و در دقيقه نود و به بهاي سقوط ديگر تيم خراساني ، در ليگ برتر ماندني شد ، در اين فصل آنچنان به ته جدول چسبيده که انگار براي همراه شدن با پيام در ليگ يک سخت بيتابي مي کند !!!

-* تقريبا روزي نيست که از خواب بيدار شوي و در رسانه ها خبري از وضعيت آشفته ابومسلم و دعوا بر سر مالکيت اين تيم نشنوي .!!! ولي انصافا دعوا بر سر مالکيت تيمي که ته جدول دست و پا مي زند ، دعوا بر سر لحاف ملا نيست ؟!!!

-* بالاخره ما که نفهميديم مسئولين استان ، مسئولين ورزش و مسئولين فوتبال ، دلشون مي خواد ابومسلم در ليگ برتر بمونه يا نه  آيا نسخه اي که براي پيام پيچيده شد ، در انتظار ابومسلم نخواهد بود؟!!!

-* اينکه اگر مجموعه مسئولين فوق الاشاره دوست دارند ابومسلم بماند و خوب هم بماند ، پس چرا دست روي دست گذاشته و اجازه مي دهند هر روز يک نفر که معلوم نيست از کجا آمده و چه نيتي دارد ، به اين تيم ورود پيدا کند و هر چه دلش خواست دروغ تحويل مردم دهد و به شعور اونها توهين کند ؟!!!

   -* حتي مربيان بسيار توانمند ، آگاه ، با شخصيت و با سابقه درخشان هم در شرايطي نيستند که دو تيم باشگاهي بر سر حضور آنها در تيمشان با هم دعوا کنند ، چه برسد به مربياني که نه علم دارند ، نه سابقه درخشان ، نه شخصيت ، نه سلامت اخلاقي  و نه ....!!! چگونه است که دو تيم خراساني به دعواي سياهکارانه خود در اين زمينه ادامه مي دهند ؟ اين قضيه يک جورايي حس مشکوکيت آدم  رو تحريک ميکنه که پشت پرده خبرايي هست که فقط از ما بهترون از اون با خبرند !!!

-* اينکه برخي دوستان به مرحمت جايگاه رسانه اي خود ، مراتب ترقي در فوتبال را يک شبه طي ميکنند !!!

-* اينکه امتحان پس داده هايي را که طي چند سال اخير هنري جز حاشيه سازي ، آبروريزي ، مسخره بازي ، اهانت به فوتبال خراسان در همه سطوحش ، باز کردن پاي غيربوميان بي خاصيت  و ... نداشته اند را دوباره دعوت به کار نمائيم !!!

-* فوتبالي که متوليانش بيشتر به دنبال سهم خواهي و منفعت طلبي باشند تا دلسوزي در اداي مسئوليت !!!

-* اينکه مسابقات داخلي فوتبال استان به يک سري مسابقات بي خاصيت و نمايشي تبديل شده که فقط به درد پر کردن کارنامه ميخورد و حتي تيم داران نيز رغبتي به ادامه کار ندارند !!!

-* اينکه فوتبال شهرستانهاي استان به لطف درگير بودن دوستان در چند پست و مقام عالي ، با خاک يکسان شده است و ديگر اثري از فوتبال با قدرت و با صلابت شهرهايي همچون سبزوار و نيشابور و تربت جام و قوچان و ... وجود ندارد !!!

-* و اينکه ...  

                                                                                                                                                                 بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست                 بگشای لب که قند فراوانم آرزوست  

  ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر                      کان چهره مشعشع تابانم  آرزوست

 زین همرهان سست عناصر دلم گرفت                شیر خدا و رستم دستانم آرزوست 

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او                     آن نور روی موسی عمرانم آرزوست 

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول                آن​های هوی و نعره مستانم آرزوست 

گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام                        مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست 

 دی شیخ با چراغ همی​گشت گرد                 شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

 

 

|+| نوشته شده توسط عباس چمنیان در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت |

راست کرداران کافر ...!!!
واما بخوانید اندر حکایت افراد صادق و توانمندی  که در جامعه شایسته سالاران !؟! ، به جرم همان صداقت و توانمندی تکفیر میگردند !!!

چه پرسی از نماز عاشقانه
رکوعش چون سجودش محرمانه
تب و تاب یکی الله اکبر
نگنجد در نماز پنجگانه

وقتی ماموران شهر بسطام ، بایزید بسطامی را از شهر بیرون میکردند ،
پرسید : جرم من چیست ؟
گفتند : تو کافری !!!
فرمود : خوشا بحال مردم بسطام که کافرش ابا یز ید باشد .!!!

ای عشق تو کشته عارف و عامی را
سودای تو کم کرده نکو نامی را
شوق لب میگون تو آورده برون
از صومعه ، بایزید بسطامی را

|+| نوشته شده توسط عباس چمنیان در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت |

غلام حرف شنو ...
خواجه ای غلام خود را به بازار فرستاد که انگور و انار و انجیر و خرما خریداری کند . غلام رفت و پس از مدتی طولانی که خواجه را در انتظار گذاشت ، تنها انگور را با خود آورد !!!

خواجه او را سرزنش کرد و گفت : اگر ترا برای یک کار بفرستم ، باید چند کار را انجام دهی و زود بیایی ، اکنون که ترا برای چندین کار فرستاده ام ، پس از تاخیر زیاد باز آمده ای و تنها همین یک کار را انجام داده ای ؟

بعد از چند روز خواجه بیمار شد . به غلام گفت : برو طبیبی بر سر من آر . غلام رفت و خیلی زود همراه با چند نفر برگشت !!! خواجه پرسید : این افراد چه کسانی هستند ؟

غلام جواب داد : ای خواجه ، در آن روز که مرا سرزنش کردی ، فرمودی ، چون تو را یک کار بگویم باید که چندین کار بسازی و زود باز آیی ، اکنون رفته ام و طبیبی آورده ام که ترا علاج کند ، و مطربی آورده ام که اگر خوب شوی برای تو ترانه سازد و نغمه پردازد ، و غسالی آورده ام که اگر بمیری ترا بشوید ، و نوحه گری آورده ام که در تعزیه تو نوحه خواند ، و موذنی آورده ام که صلات جنازه کند و حفاری آورده ام که گور ترا بکند ، و حافظی آورده ام که بر گورت قرآن ختم کند ، و این همه کار بیکبار از برای تو ساخته ام !!!

|+| نوشته شده توسط عباس چمنیان در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 ساعت |

منشور اخلاقی امام علی علیه‏السلام برای کارمندان و کارگزاران

1. نگهبان نفس خویش باش؛

2. از سلام و تعارف و مهربانی به مردم کوتاهی مکن؛

3. پر و بالت را برای مردم بگستران و با مردم گشاده‏روی و مهربان باش؛  

4. کاری که بر دوش توست طعمه نیست، امانتی است که بر دوشت نهاده‏اند؛

5. بالاتر از خود را فرمان ببر، تا پایین‏تر از تو فرمانبردارت باشد؛

6. کار هر روز را در همان روز انجام ده؛ زیرا هر روز، کاری مخصوص به خود دارد؛

7. بکوش تا هر کاری را در جای خود و زمان مخصوص به خود انجام دهی؛

8. با خدا، مردم و خویشاوندان انصاف را رعایت کن؛

9. هرگز به خدمت‏هایی که انجام دادی، بر مردم منت مگذار؛

10. در وعده‏ای که به مردم دادی، خلف وعده مکن؛

11. هرگز نیکوکار و بدکار را در نظرت یکسان قرار مده؛

12. از همکاران نزدیکت سخت مراقبت کن؛

13. از حوادث گذشته تاریخ، برای آینده عبرت بگیر.

|+| نوشته شده توسط عباس چمنیان در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ساعت |