تبليغاتX
و حقیقت چه نزدیک است




























و حقیقت چه نزدیک است

وب نوشته های عباس چمنیان

مالک معظم و بی چون و چرای تیم نگون بخت پیام ، در آخرین افاضات خود در خبرگزاری فارس و ایسنا به نکاتی اشاره فرموده اند که هر انسان عاقل و صاحب مغزی را متعجب می کند که چگونه یک فرد در مدتی کوتاه ، اینچنین دچار فراموشی می شود که حتی گفته های چند باره خویش را در رسانه ها نیز از یاد می برد .( البته از نقش افراد دلسوزی که ایشان را هدایت دلسوزانه کرده اند که خود بر جایگاه ریاستشان باقی بمانند غافل نشوید .) 

 به این تناقضات توجه کنید !!!

صفایی در مصاحبه با ایسنا - آذر ۹۰  ( مدیرعامل باشگاه پیام خراسان افزود: با توصیه معاون استاندار زمینی را كه یك میلیارد تومان ارزش داشت به قیمت 600 میلیون تومان به شهرداری مشهد فروختم و آن‌ها تاكنون تنها 400 میلیون تومان آن را به من دادند كه خرج باشگاه كردم؛ وقتی كه شهردار شهر به تعهدات خود عمل نكرده و دو سال است كه 200 میلیون تومان از پول زمین من را نمی‌دهد، چه توقعی از دیگران می‌توان داشت، اما من پیگیر این موضوع خواهم بود و طلبم را از شهرداری از راه‌های قانونی خواهم گرفت.وی ادامه داد: پس از فروش این زمین، 400 میلیون تومان را به هاشم حسینی، رییس هیات فوتبال استان برای پرداخت بدهی‌های باشگاه دادم و او و معاون استاندار تعهد دادند كه ظرف 10 روز یعنی تا اول فروردین سال 89 اسناد باشگاه را به نام من انتقال دهند كه این كار را انجام ندادند و من به این خاطر از رییس هیات فوتبال و معاون استاندار شكایت خواهم كرد.)

صفایی در مصاحبه با خبرگزاری فارس اردیبهشت ۹۱ : ( مالک باشگاه فوتبال پیام خراسان افزود: زمانی که تیم را تحویل گرفتم بازیکنانش حتی کفش هم نداشتند، اما من از جیب خودم بهترین امکانات را برایشان تهیه کردم، زمین 6 هزار متری خود را برای این تیم به نصف قیمت فروختم و پول آن را به عباس چمنیان، سرمربی وقت تیم و دوستانش دادم که آن روزها برای دریافت طلب خود از پیام در فدراسیون فوتبال تحصن کرده بودند و خواستار تعلیق و کسر امتیاز از تیم بودند. !!!


صفایی در مصاحبه با ایسنا - آذر ۹۰  ( مالك باشگاه پیام در خصوص صحبت‌های هاشم حسینی، رییس فوتبال استان مبنی بر عدم حضورش در كمیته انضباطی هیات فوتبال مدعی شد: هیات فوتبال دلال خانه‌ است و كمیته انضباطی آن هم محل دلالی است . آقای حسینی باید فكری به حال خودش و هیات فوتبالش بكند، همین دو ماه قبل بود كه مدیركل تربیت بدنی استان اعلام كرد كه در هیات فوتبال اختلاس شده است.

صفایی افزود: رییس هیات فوتبال اگر خیلی دلش برای فوتبال شهر و هوادارانش می‌سوزد، هزینه‌های من را بدهد و تیم را خودش اداره كند نه اینكه به خاطر بی‌كفایتی او برای بدهی‌های باشگاه مجبور باشم هر روز به فدراسیون فوتبال بروم و تعهد بدهم كه بدهی‌ها را پرداخت خواهم كرد.

صفایی در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا - اردیبهشت ۹۱ : (  مالك باشگاه پيام خراسان با اشاره به كانديداهاي رياست هيات فوتبال تصريح كرد: با اينکه سيد هاشم حسيني عليه من به دادگاه شکايت کرده است و من هم از او شکايت کرده‌ام، در ميان کانديداهاي موجود او را از همه قوي‌تر مي‌دانم زيرا يك سر و گردن از ديگران بالاتر است .


صفایی در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا - اردیبهشت ۹۱ : براي رياست هيات فوتبال بايد کسي انتخاب شود که لابي و نفود زيادي در فدراسيون فوتبال داشته باشد زيرا در اين فوتبال فقط رابطه و لابي کار مي‌کند که اگر نفوذ ما قوي بود اين همه بلا بر سر تيم‌هاي استان‌مان نمي‌آمد.

صفایی در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا - اردیبهشت ۹۱ : تجربه و نفوذ او در فوتبال مي‌تواند به فوتبال استان کمک کند چون ديگر کانديداها، توانايي‌هاي او را ندارند.


با توجه به این چند گانگی ها ، در یافتن دلایل سقوط پیام از عرش به فرش ، پیدا کنید پرتقال فروش را !!!

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت توسط عباس چمنیان| |

شمس تبریزی:

از او پرسیدند: از بنده تا خدا چقدر راه است؟ گفت: چندانکه از خدا تا بنده.

شیخ اجل سعدی شیرازی:

یکی از پادشاهان پارسایی را گفت: هیچت از ما یادت می آید؟ گفت: بلی، هر وقت خدای را فراموش می کنم.

جنید بغدادی:

از او پرسیدند: بنده کیست؟ گفت: آن کس که از بندگی کسان دیگر آزاد باشد.

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت توسط عباس چمنیان| |

سال نو از راه می رسد ،

زمین دوباره نفس می کشد ،

پرنده های زیبا ، پس از زمستانی طولانی ، نغمه کنان باز می گردند ،

برگهای سبز ، سبز می شوند ، و گلهای رنگارنگ ، لبخندزنان ، چهره نمایان می کنند ،

و در این رویش سبز دوباره ....

من ..............         تو ...............       ما ................

کجا ایستاده ایم ؟

نقش ما چیست ؟

سهم ما چیست ؟

پیوند ما در دوباره شدن ، با چیست و با کیست ؟

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

يکی از ويژگی هاي شخصيتی امام حسين علیه السلام ، پایبندی آن بزرگوار به اصول و

بنيادها می‌باشد . اين ويژگی را می‌توان در وصيت وی به برادرش محمد حنفيه درک

 نمود که فرمود : من اين قيام را نه از روي خودبينی و سبک‌سری می کنم‌ ، نه قصد

 طغيان دارم و نه آهنگ تبهکاری در سر و نه ستمگری را در خود می‌پرورانم‌ ، بلکه

 تنها هدف من آن‌است که در ميان امت جدم خواستار اصلاح شوم . با اين حرکت خود

می‌خواهم به معروف فرمان دهم و از منکر بازدارم ‌ .   هر کس بر پايه حق از من

 پذيرا شد ،  خدا به حق بسی شايسته‌تر است و هر کس نپذيرفت‌ ،  چنان در آهنگ

 خود پايداری کنم که خدا ميان من و آن گروه به حق قضاوت فرمايد ،  که او از

 همه داوران بسی بهتر است ‌ . 

 اين سخنان صريح را در کاخ فرمانداري و در مرکز حکومت و سرسراي قدرت

 بي‌هيچ پروا و هراسي بيان کرد . با قلبي استوار و شجاعتي بي نظير و با پشت‌گرمي

 به اصول اعتقادي و پايداري در مکتب ‌ . 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

این انسان نیست که با اصالت زائیده می شود ، بلکه اصالت ، زائیده

 انسانهای بزرگ است !!!

این جمله رو نوشتم تا خیلی از ماها که فکر میکنیم اصالت داریم ، اول

به این فکر کنیم که آیا انسان هستیم ؟ 

   اصالت پیشکش ..........

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

پس از باخت به ماشین سازی در بازی اول ، آنهم در یک شرایط خاص ،که درسهای زیادی را برای من و تیمم بهمراه داشت ، یک تساوی با ارزش در برابر نیروی زمینی در تهران ( که البته می توانست همراه با پیروزی باشد ) و چند برد پیاپی در برابر شهرداری فردوس ، شاهین شهر کرد ، نفت مسجدسلیمان ، استقلال اهواز و بالاخره تراکتور سازی تبریز ، نیز ، درسهای آموزنده فوق العاده ای را برای ما در بر داشت .

گذشت زمان ، صبر و حوصله ، تلاش و جدیت و از همه مهمتر اعتقاد و ایمان به درستی راه ، سرفصلهای با ارزش این دروس بودند .

و چه معلم بزرگی است آموزگار زمان ، که همه را درس می آموزد ،
هم کوردلان را و هم مغرضان را ،
و اتفاقا هم خیر اندیشان را ،
البته هر یک را به نوعی ،


تا درس بعدی چه باشد ....

 

نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را

درتمام آن منطقه دارد.

جمعيت زيادی جمع شدند ، قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه‌اي بر آن وارد

 نشده بود . همه تصديق كردند كه قلب او به راستی زيباترين قلبي است كه

تاكنون ديده‌اند. مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت.

ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست.

مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام

مي‌تپيد اما پر از زخم بود. قسمت‌هايي از قلب او برداشته شده و تكه‌هايي

جايگزين آن شده بود و آنها به راستی جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند ،

براي همين  گوشه‌هايی دندانه دندانه درآن ديده مي‌شد. در بعضي نقاط

شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه‌اي آن را پرنكرده بود، مردم كه

به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود مي‌گفتند كه چطور او ادعا مي‌كند

كه زيباترين قلب را دارد؟

مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي مي‌كني؛ قلب خود را

با قلب من مقايسه نكن؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش است .

پير مرد گفت: درست است. قلب تو سالم به نظر مي‌رسد اما من هرگز قلب

خود را با قلب تو عوض نمي‌كنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من

عشقم را به او داده‌ام،  من بخشي از قلبم را جدا كرده‌ام و به او بخشيده‌ام.

 گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه‌ي

بخشيده شده قرار داده‌ام؛ اما چون اين دو عين هم نبوده‌اند گوشه‌هايي

دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه ياد‌آور عشق ميان

دو انسان هستند. بعضي وقتها  بخشي از قلبم را به كساني بخشيده‌ام

اما آنها چيزی از قلبشان را به من نداده‌اند، اينها همين شيارهاي عميق هستند.

گرچه دردآور هستند اما ياد‌آور عشقي هستند كه داشته‌ام. اميدوارم كه آنها

هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه‌ای كه من در انتظارش

بوده‌ام پركنند، پس حالا مي‌بيني كه زيبايي واقعي چيست؟

مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازير

مي‌شد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌ای بيرون آورد

و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد !! پير مرد آن را گرفت و در گوشه‌اي

از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .

مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه

عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود...

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

اگر صبر کنید و پرهیزگار باشید، توطئه‌های مکاران، زیانی به شما نمی‌رساند.

 

علماى علم اخلاق، صبر را به سه دسته تقسيم مى‏كنند:

1- صبر بر اطاعت، يعنى شكيبايى در برابر مشكلاتى كه در راه اطاعت از خدا وجود دارد.

2- صبر بر معصيت، يعنى ايستادگى در برابر انگيزه‏هاى نيرومند و محرك گناه.

3- صبر بر مصيبت، يعنى پايدارى در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالى

 

«صبر» از مهمترين اركان ايمان است، امير مؤمنان على عليه السلام موقعيت صبر را

 در برابر ايمان، همانند موقعيت سر نسبت به بدن مى‏دانند . در قرآن مجيد نيز كمتر

 موضوعى را مانند صبر مورد تاكيد قرار داده است. حدود هفتاد آيه، از صبر سخن به

 ميان آمده كه بيش از ده مورد آن به شخص پيغمبر اسلام صلى‏الله عليه و اله

 اختصاص دارد.

قرآن براى صابران، اجر فراوانى قائل شده، «انما يوفى الصابرون اجرهم بغير

 حساب»  و كليد ورود بهشت، صبر و استقامت شمرده شده است، آنجا كه

 مى‏گويد:

«فرشتگان بر در بهشت به استقبال مى‏آيند و به آنها مى‏گويند: «سلام عليكم بم

ا صبرتم فنعم عقبى الدار،

سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان، چه نيكو است سرانجام آن سراى

 جاويدان». 

 

نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم !

 

 

نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

 

به راستی ، چرا عده ای فکر می کنند که می توانند عزیزی را ذلیل کنند !!! ؟ و یا ، چرا عده ای تلاش می نمایند ، ذلیلی را عزت بخشند !!! ؟

زهی خیال باطل !!!

که عزت و ذلت افراد در ید قدرت کسی دیگر است !!!

به این روایت توجه کنید :

روزی فرشته ای از سوی درگاه حق ، بر گروهی نازل شد  که با توسل به هر حیلت و مکری  تلاش می نمودند ، مومنی را که در نزد خدای متعال ، از عزت و منزلتی برخوردار بود ، ذلیل کنند !!!  و به جای او ، سرتاپا گنهکاری که از فرط ذلت ، رانده آستان ایزدی بود را عزت بخشند !!!

حامل وحی الهی بانگ برآورد که : ای کوردلان فریبکار ، بیهوده تلاش می نمائید !!!

اگر خدا اراده کند کسی را عزت دهد ، هزاران برابر تعداد شما نمی توانند او را ذلیل کنند و نیز اگر اراده حق بر ذلت کسی باشد ، همان تعداد قدرت و یارای عزت بخشیدن به او را نخواهند داشت .  

پس ، به اراده حق تعالی گردن نهید که (( یدالله فوق ایدیهم ))

  

نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

همیشه مصلحت، روپوش دروغین زیبایی بوده است تا دشمنان حقیقت، حقیقت را در درونش مدفون کنند و همیشه مصلحت تیغ شرعی بوده است تا حقیقت را رو به قبله ذبح کنند که مصلحت همیشه مونتاژ دین و دنیا بوده است.

. . . آنچه گفتنی است حقیقت است،

 راست می گویی، خوب تحلیل کردن  کاملاً نظریه اسلام است اما . . . مصلحت نیست.

این منطق کیست؟

 این منطق مصلحت اندیش و منطقش، دشمن و مخالف علی است و با همین ابزار و ضربه است که علی خانه نشین می شود.
خالد بن ولید جنایت کرده است. مالک بن نویره را کشته و همانجا با زنش هم بستر شده است پس باید حد بخورد اما مصلحت نیست!

عبدالرحمن بن عوف پول پرست و تجملی و اشرافی است و باید کنارش زد اما مصلحت نیست!
بنی امیه در تمام طول حکومتشان جنایت کردند و از درون به اسلام ضربه ها زدند اما قوی هستند باید به آنها پست داد، خشونت مصلحت اسلام نیست!!!!

مصلحت نیست، مصلحت نیست، مصلحت نیست.

آری حقیقت نیست اما مصلحت است ، حقیقت است اما مصلحت نیست، این است شعار تشیع مصلحت .

من که تمام عمر شاهد قربانی شدن و پایمال شدن حقیقتها بوسیله انسانهای مصلحت پرست بوده ام در مورد مصلحت عقده پیدا کرده ام و اعتقاد یافته ام که:


هیچ چیز غیر از خود حقیقت، مصلحت نیست.

 

مسئولیت شیعه بودن - دکتر شریعتی


 

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که از میان صدها

هزار  پرنده ، بتوانم به قله بلند سرزمین هستی اش برسم و پرواز کنان

نغمه سر دهم  که ... ، من شیدای او و عاشقانه دوستش دارم  ، همین .

نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

اگر این سخنان ناروشن است ، پس جویای روشن کردن آن نباشید ،

شاید آغاز چیزی ناروشن و ابرآلود باشد ، ولی پایان آن نه ...

و من میخواهم که شما همچو آغازی مرا بیاد آورید .

اگر آنچه گفته ام حقیقت باشد ، آن حقیقت ، خود را با آوازی روشنتر فاش خواهد کرد و نیز با سخنانی سازگارتر با اندیشه های شما ...

اگر در سپیده دم خاطر باز بهم برخوردیم ، دوباره با یکدیگر سخن خواهیم گفت ...

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |

پيام يونسي پور:بدون ترديد، يکي از اصلي ترين عوامل ناهنجاري ها، پرده دري ها و بي فرهنگي هاي مشهود و آزاردهنده اين روزهاي فوتبال ايران ، کميته انضباطي فدراسيون فوتبال است. کميته انضباطي که اين روزها مبدل به محلي براي تبليغات و خودنمايي هاي يک فرد شده و وجهه باجذبه و پرابهت خود را به صورت کلي از دست داده، نه تنها طي تمام اين ماه ها رفتاري را براي جلوگيري از ناهنجاري ها بروز نداده است که در حقيقت خود را به صورت غيرارادي، دوستدار هنجارشکني ها نشان مي دهد..
به فصل جاري نگاهي بيندازيد. برخورد قاضي شريفي با آن بازيکن عراقي که در فوتبال ما زير گوش داور زد چگونه بود؟ شريفي پيش از هر چيز، مصلحت هواداراني را نگاه کرد که مي توانستند در آينده به سود او باشند. پس خيلي زود به جاي برخورد قاطع با کرار، اين فرصت را به او بخشيد که با محروميتي کوتاه مدت اميدوار به بخشش هم باشد. شريفي البته در قبال توهين به داوري چه از سوي بازيکنان و چه از طرف تماشاگران هرگز واکنشي مناسب مانند آن چه در زمان رياست قاضي شاه حسيني مي ديديم را بروز نداد.
موضع انفعالي شريفي در مواجهه با متخلفان، مواجهه سرد و شکننده با منتقدان، دست بردن در قوانين ، بي ارزش و لوث کردن قوانين انضباطي، فدراسيون فوتبال را تبديل به نهادي کرده است که ديگر هيچ جنبنده اي را نمي ترساند. حالا مي توان به وضوح احساس کرد که کميته انضباطي و شايد شخص قاضي شريفي نه تنها از اتفاق هاي اين چنيني در فوتبال رنجيده نمي شوند که خود به دنبال بروز چنين رويدادهايي هستند.
به احکامي که کميته انضباطي براي خاطيان بازي استيل آذين و پرسپوليس صادر کرده توجه کنيد. 195600000 تومان جريمه و البته 2 ماه محروميت براي هر بازيکن! استدلال شريفي در اين مورد جالب است. او ادعا مي کند بازيکن تخلف کرده، نه باشگاه و ما بازيکن را با جزاي نقدي تأديب مي کنيم. اما به نظر مي رسد کميته انضباطي، تنها به سودآوري اين ناهنجاري ها براي خزانه فوتبال مي انديشد، نه تأديب بازيکنان! بروز هرچه بيشتر تخلفات گويي فدراسيون را خرسندتر و حساب مالي اين فدراسيون را پر پول تر مي کند. نتيجه اين نوع بينش مسؤولان فدراسيون فوتبال چيست؟
نتيجه را مي توان همين امروز ديد. جاسم کرار بعد از محروميت کوتاه مدت برمي گردد و باز هم با داوران درگير مي شود. بازيکنان راه آهن به زمين مي ريزند و قلدرمابانه با داور و مربي درگير مي شوند و خيلي سريع همان فرداي بازي، بازيکنان استيل آذين اين رفتار را تکرار مي کنند. وقاحت به اوج خود مي رسد. کميته انضباطي اين نظريه را در بازيکنان شکل مي دهد که اگر از داور برافروخته اي نگران نباش! داور را بزن، زير مشت و لگد له اش کن و بعد دست به جيب ببر و پولش را بده! بله ... پولش را بده... در فوتبال ايران، در لابلاي اين احکام من در آوردي کميته انضباطي که صرفا از اتفاق هاي فوتبالي به دنبال جريمه و نونوار کردن حساب فدراسيون است، مي توان چنين رويکردي را هم ديد. بازيکنان از اين پس در زمين بازي به جان هم مي افتند، کتک مي زنند، فحاشي مي کنند، چاله ميدان را روي صحنه مي آورند و در نهايت بعد از دو هفته استراحت و پرداخت مبلغي ناچيز (از ديد خودشان) دوباره به زمين بازي برمي گردند.
اين کميته انضباطي و اين فدراسيون فوتبال، بزرگترين و تاريخي ترين گام ها را به سوي نابودي فرهنگ در فوتبال برداشته اند. نام شان را بايد در تاريخ ثبت کرد.

  

نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت توسط عباس چمنیان| |


آخرين مطالب
» آلزایمر واقعی یا مصلحتی ؟
» بنده خدا ...
» نو روز ...
» و اینک باران ...
» پايبندي به اصول‌
» هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ....
» آموزگار زمان ...
» قلب زیبا
» صبر کلید آرامش
» وصیت نامه ...
Design By : Pichak